دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
140
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
مفهوم حق الهى شاه كه در تصور صفويان در شخص شاه متمركز بود ، در احياى سرسختانه سلسله صفوى چندان كارآيى نداشت . تحولات اصفهان و بهطوركلى مركز ايران نشانگر اين عقيده و توجيه است . در اينجا سقوط نادرشاه خلائى را باعث شد كه ايلات چادرنشين را از كوههاى زاگرس يعنى الوار ، بختياريها ، كردها و نيز زندها را بدانجا سرازير كرد . در ابتدا شخصيت متنفذ اصفهان على مردانخان رهبر بختيارىها بود . در اينجا به نظر مىرسد كه پاى يكى از شاهزادگان صفوى بهميان كشيدهشده ، يعنى شاهزاده هفدهساله ابوتراب كه حاصل ازدواج سيد مرتضى با دختر شاه سلطان حسين بود . او با نام اسماعيل سوم در سال 1163 / 1750 تاجگذارى كرد . « 1 » از آن پس على مردانخان لقب وكيل الدوله بر خود بست . چنين مىنمايد كه شاهزاده مزبور چندان از اين نقش خود راضى نبود ، ولى چارهاى ديگر نداشت . اسماعيل در جنگ چهارمحال ( بهار 1165 / 1750 ) كه بين رهبر بختياريها و كريم خان زند صورت گرفت با بخشى از سپاهيان به طرف كردان رفت . چون دريافته بود كه وكيل شكست خواهد خورد . او در درگيريهاى بعدى بين كريم خان و محمد حسن خان قاجار ، هميشه طرف قوى را مىگرفت و در نهايت دريافت كه قاجارها بدتر از ديگران هستند . او را تحويل كريم خان دادند و كريم خان هم او را شاه نمكبحرام ناميد و در قلعه آباده بر سر راه شيراز و اصفهان محبوس ساخت . باوجوداين ، كريم خان در آغاز خود را وكيل الدوله ناميد . هنگامىكه در سال 1765 م . شيراز را تختگاه خود قرار داد لقب خود را به وكيل الرعايا و گاهى وكيل الخلايق تغيير داد . او از كاربست لقب « شاه » پرهيز كرد چون معتقد بود كه شاه واقعى در آباده است و او فقط كدخداى اوست . هنگامىكه اسماعيل سوم در سال 1187 / 1773 درگذشت ، كريم خان كه هشت سال پس از او حيات داشت نه شاه جديدى انتخاب كرد و نه از لقب شاه بهره جست . در اين ايام مفهوم شاه صفوى موجوديت خود را از دست داد . با اينكه اين مفهوم پنجاه سال پس از صفويان ادامه داشت ، ولى توان كافى براى احياى كامل آن نبود . بدينسان مفهوم سلطنت در ايران باقى ماند . قاجارها در اوايل سده سيزدهم / هيجدهم جانى دوباره بدان بخشيدند و بدون شركت بازماندگان صفوى ، توانستند نواحى از هم گسيخته مملكت را در چارچوب منطقهاى امپراتورى صفوى ، متحد و منسجم سازند . * * *
--> ( 1 ) - لكهارت ، سقوط ، ضميمه 1 ، مىگويد كه اسماعيل سوم « در سال 1750 م . و سپس بين سالهاى 1752 م . و 1756 م . به حكومت پرداخت . » پرى هم از « مدعى ناموفق بهنام سلطان حسين دوم » نام مىبرد . علاوه بر منابع مذكور در كتاب وى ، نگاه كنيد به : ميرزا مهديخان استرآبادى ، ترجمه ت . ه گادبوش ، دره نادرى ( گريستوالد ، 1773 م . ) مخصوصا ص 423 ( تنها چاپ موجود در نزد من بود ) .